سلسله مباحث چیستی علم (۱۰)

گفتار دهم : ابطال گرايي و پيشرفت علم 

 

سازوكاري كه ابطال گرایان براي فرآيند پيشرفت علم ترسيم مي كنند به اين صورت است: علم با مسئله آغاز مي شود، مسائلي مربوط به تبيين رفتار جنبه هايي از جهان. دانشمندان فرضيه هاي ابطال پذير را به منظور حل مساله اي پيشنهاد مي كنند. سپس فرضيه هاي حدس زده شده مورد نقادي و آزمايش و آزمون قرار مي گيرد. بعضي از آن ها به سرعت حذف مي شوند و برخي ديگر ممكن است موفق تر باشند، كه در اين صورت بايد تحت نقادي و آزمون هاي سخت تر و خطر خيزتر واقع شوند. وقتي فرضيه اي، كه از بوته آزمون هاي دقيق و بسيار متفاوت با موفقيت بيرون آمده، سرانجام ابطال شود، مسئله جديدي كه عموما به طور كلي از مسئله حل شده اوليه متفاوت است ايجاد مي شود. اين مساله جديد نيازمند ابداع فرضيه هاي نويني براي حل آن است و به دنبال آن نقادي و آزمون دوباره آغاز مي شود. اين فرآيند بي پايان ادامه مي يابد.

 طبق نظر ابطال گرايان، هرگز نمي توان هيچ نظريه اي را صادق دانست  اگر چه از آزمون هاي دقيق با موفقيت بيرن آمده باشد. لكن مي توان خوش بينانه گفت نظريه اي كه قادر به تحمل آزمون هايي شده كه نظريه هاي سابق را باطل كرده است، نسبت به نظريه هاي پيشين برتري دارد.    

 

يك نكته

اين مطلب كه در نظر ابطال گرايان علم با مسئله آغاز مي شود حاوي نكته اي است كه اگر بدان توجه نشود ممكن است اين برداشت غلط انجام شود كه ابطال گرايان همچون استقراءگرايان سطحي معتقدند علم با مشاهده محض آغاز مي شود. به طور حتم اين يك برداشت نادرست از روش ابطال گرايي مي باشد. چرا كه علي رغم استقراءگرايان سطحي كه معتقدند علم با مشاهده محض و بدون تقدم هيچ نظريه علمي آغاز مي شود، ابطال گرايان اذعان دارند كه مسائلي كه در پرتو يك نظريه تبديل به مسئله شده اند آغاز كننده يك فرآيند علمي است و نه يك مشاهده محض! اين ادعا كه علم با مسئله آغاز مي شود كاملا با تقدم نظريه ها بر مشاهدات و گزاره هاي مشاهدتي سازگار است.

به عنوان مثال، مسئله "چگونه خفاش ها با آن كه چشمان بسيار كوچك و ضعيفي دارند مي توانند در شب با مهارت پرواز كنند" به عنوان يك مسئله آغاز كننده يك فرآيند علمي، به طور حتم، حاصل از يك مشاهده محض بدون تقدم يك نظريه علمي نبوده است. بلكه اين مسئله در تقابل يك مشاهده با اين نظريه كه "موجودات زنده با چشمانشان مي بينند"  ايجاد شده است.

 

يك مثال از فرآِيند پيشرف علم

براي فهم بهتر سازوكار ابطال گرايي در روند پيشرفت علم، مثالي را شرح مي دهيم:

خفاش ها با آن كه چشمان ضعيفي دارند و بيشتر پروازشان در شب صورت مي گيرد، مي توانند بي آن كه با شاخه درختان، سيم هاي تلگراف و خفاش هاي ديگر برخورد كنند براحتي و با سرعت پرواز و حشرات ديگر را شكار كنند.

اين مشاهده مساله اي را ايجاد مي كند زيرا ظاهرا نظريه قابل قبولي را ابطال مي كند كه طبق آن، حيوانات همچون انسان ها با چشم هايشان مي بينند. ابطال گرايان تلاش مي كنند با حدسي جديد و يا ساختن فرضيه اي مساله را حل كنند.شايد اولين پيشنهادشان اين باشد: اگرچه چشمان خفاش ها ظاهرا ضعيف است، آن ها مي توانند به نحوي كه براي ما قابل فهم نيست با استفاده از چشمان خود ببينند.

اين فرضيه را مي توان آزمود. تعدادي خفاش را در داخل اتاق تاريكي كه داراي موانع متعدد است رها مي كنيم و توانايي آن ها را در اجتناب از برخورد با اين موانع را با بستن چشم خفاش ها اندازه گيري مي كنيم. مشاهده مي كنيم كه علي رغم بستن چشم خفاش ها، خفاش ها در عدم برخورد با موانع دقت قبلي را دارند. منطقا فرضيه قبلي كه خفاش ها با چشم هايشان مي بينند باطل مي شود. اينجاست كه استفاده از قوه تخيل و حدس زدن فرضيه اي ديگر به فرآيند حل مسئله كمك مي كند.

شايد دانشمندي ديگر بگويد ممكن است گوش هاي خفاش به نحوري در توانايي اجتناب از برخورد با موانع موثر است. براي ابطال اين نظريه مي توان آن را مورد آزمون قرار داد. بدين صورت كه قبل از رها كردن خفاش ها در آزمايشگاه گوش آن ها را بست. اين بار مشاهده مي كنيم كه از توانايي اجتناب خفاش ها از برخورد با موانع كم شده است و آن ها كم و بيش به موانع برخورد مي كنند. پس اين فرضيه كه خفاش ها به وسيله گوش هاي خود مي بيينند تاييد مي شود.

حال ابطال گرايان بايد تلاش كنند كه نظريه خود را دقيق تر كنند به طوري كه با سهولت بيشتري ابطال شود. پيشنهاد مي شود كه خفاش ها انعكاس صداي جيغ و فرياد خود را از اشياء جامد اطراف مي شنوند. اين مطلب با دهنه زدن به خفاش ها (بدون بستن گوشهايشان) قبل از رها كردنشان در آزمايشگاه آزمايش مي شود. دوباره ملاحظه مي كنيم كه خفاش ها به موانع برخورد مي كنند و نظريه حدس زده شده تاييد مي شود.

اكنون به نظر مي رسد ابطال گرايان به راه حلي قابل قبول براي مسئله خود دست يافته اند. با اين حال معتقد نيستند كه با اين سلسله آزمايش ها چگونگي اجتناب خفاش ها از برخورد با موانع در حين پرواز را به طور دقيق تبيين كرده اند، زيرا امكان دارد عوامل ديگري پيش آيد كه به آنان نشان دهد اشتباه مي كرده اند.

براي مثال، شايد خفاش ها انعكاس صداي خود را نه با گوش بلكه با قسمت حساسي از ناحيه اطراف گوش دريافت مي كنند كه كارآيي آن نيز هنگام بستن گوش خفاش از بين مي رود يا شايد انواع مختلف خفاش موانع را به صورت هاي بسيار متفاوت مي بينند به طوري كه خفاش هاي مورد استفاده در آزمايش به طور صحيحي نماينده همه انواع آن ها نبوده اند. (مثال ديگر در زمينه روش ابطال گرايي در پيشرفت علم فيزيك را در كتاب صفحه ۶۳ ببينيد)

 

از آن چه كه بيان كرديم معلوم مي شود مفهوم پيشرفت و رشد علم مفهومي است كه در تبيين علم ابطال گرايان نقشي محوري دارد. در گفتار هاي در پيش رو به بيان جنبه هايي ديگر از ابطال گرايي مي پردازيم.

 

پايان/.